ارسطو بیان مشهوری دارد. مردم همۀ مطلوبهای خود را)سلامت را، ثروت را، وافتخار را (برای چیزی دیگر میخواهند. آن چیز دیگر، شادمانی است و تنها همین شادمانی است که آن را برای خود شادمانی میخواهند. شادی به خاطر خود شادی خواسته میشود( 1 ).
( Purinton,1998: 259-298 و Seligman,2011 )
شادمانگی هرچه هست باید از هستی خود ما بتراود، در وادی وجود ما بجوشد و جاری بشود. به اصطلاح، حالتی اگزیستانس است. اما مثل هر پدیدار دیگر، گزافه روی نمی دهد و لابد موجبات ومقوّماتی دارد. حداقل چهار نوع موجبات برای شادمانی ما هست:
- ذهنی و عاطفی
- اجتماعی
- محیطی
- بدنی
این موجبات، جدای از هم نیستند، درهم تأثیر میگذارند، از هم تأثیر برمی دارند وشبکه ای درهم تنیده پدید میآورند. ما برای طلب وتمنای شادمانگی باید مقومات آن را در این شبکه پی جویی بکنیم.
ادامه دارد….
منابع
Martin E. P. Seligman (2011). Flourish: A Visionary New Understanding of Happiness and Well-being. New York: Free Press.
Purinton, Jeffrey S. “Aristotle’s Definition of Happiness (NE I.7 1098a16–18).” Oxford Studies in Ancient Philosophy, 16 (1998), pp. 259–98.
- What is the good that we choose for its own sake rather than because it makes a contribution to something else that we value?It is the happiness
دیدگاهتان را بنویسید