مردم چگونه شهر را از آنِ خود می‌کنند؟

Published at 2 هفته ago

گزارش پیام ما نشست «شهروند، شهر و فضامندی»

 

مردم چگونه شهر را از آنِ خود می‌کنند؟

شهر جایی است که در آن ساختارهای قدرت و شهروندان پیوسته برای تصاحب و تعریف فضا با یکدیگر کشمکش دارند. این محور اصلی نشست «شهروند، شهر و فضامندی» بود. سه استاد دانشگاه، از منظر جامعه‌شناسی، معماری و مطالعات توسعه، درباره نسبت شهروندان با فضای شهری سخن گفتند و استدلال کردند که مردم، حتی در دل سیاست‌گذاری‌های محدودکننده، با کنش‌های روزمره خود می‌توانند فضاهای شهری را از نو معنا کنند.

بازتاب ساختار قدرت در سیاست‌گذاری شهری

غروب شنبه، چهارم مرداد، کتاب‌فروشی «وزن دنیا» میزبان جمعی از علاقه‌مندان به گفت‌وگو درباره نسبت شهر، فضامندی و زندگی شهروندان بود. کارشناسان حاضر در این نشست تأکید کردند که شهر همواره میدان کشمکش میان ساختارهای قدرت و شهروندان بوده است. از یک سو، سیاست‌گذاری شهری می‌کوشد با ایجاد فضایی هژمونیک، شهروندان را به نظاره‌گرانی منفعل تبدیل کند و از سوی دیگر، مردم همواره راه‌هایی برای بازپس‌گیری فضا یافته‌اند. برای نمونه، پاساژها که صرفاً برای خرید ساخته شده بودند، به مکان‌هایی برای پرسه‌زنی و شکل‌گیری سبک زندگی بدل شدند. حاضران نیز با طرح پرسش‌های خود، درباره این موضوع با پژوهشگران به گفت‌وگو پرداختند.

«مقصود فراستخواه»، استاد برنامه‌ریزی توسعه و آموزش عالی، نخستین سخنران نشست بود. او گفت فضامندی بخشی از زندگی و ادراک انسان است. به گفته او، «نحوه بودن، عواطف، هنجارها و ارتباطات ما فضامند است»

او سپس پرسش‌هایی درباره نسبت شهر و شهروند مطرح کرد: «چگونه شهر از آنِ شهروندان می‌شود؟ چگونه فضاهای شهری دولتی و کالایی می‌شوند؟ مبلمان شهری برای چه کسی طراحی می‌شود؟ چه میزان فضای اجتماعی در شهر وجود دارد و شهروندان تا چه اندازه در خلق فضاهای شهری سهیم هستند؟»

این جامعه‌شناس درباره بازنمایی شهر از سوی ساختارهای قدرت گفت: «ساختارهای قدرت با سیاست‌گذاری شهری، فضا را به گونه‌ای بازنمایی می‌کنند که شهر را همان‌گونه ببینیم که آن‌ها می‌خواهند؛ به این وضعیت فضای هژمونیک گفته می‌شود. اما شهروندان نیز فضاهای بازنمایی خود را خلق می‌کنند که در برابر قدرت مسلط قرار می‌گیرد. برای مثال، طی چند دهه گذشته دختران ما دانشگاه‌ها را از آنِ خود کردند

فراستخواه معتقد است ایدئولوژی‌ها فضاهای خود را می‌سازند، اما شهروندان آن‌ها را دگرگون می‌کنند. او گفت: «پاساژها برای خرید و فعالیت اقتصادی ساخته شده بودند، اما مردم پاساژگردی را ابداع کردند و آن را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کردند. به این ترتیب، این فضا را از آنِ خود کردند

او همچنین خیابان را صرفاً گذرگاهی برای عبور نمی‌داند، بلکه آن را نبض زندگی اجتماعی و عرصه پرسه‌زنی توصیف می‌کند؛ پرسه‌زنی‌ای که به گفته او، به بخشی از فرهنگ جامعه ایران تبدیل شده است.

فضاهای شهری ایران در چهار پرده

فراستخواه در ادامه، تاریخ معاصر ایران را از منظر فضامندی در چهار پرده روایت کرد.

به گفته او، پرده نخست، انقلاب مشروطه است. «انقلاب مشروطه، انقلابی شهری و فضامند بود. این انقلاب با افزایش شهرنشینی تا حدود ۲۵ درصد شکل گرفت. پیش از آن، شهرنشینی هنوز به توده بحرانی نرسیده بود که بتواند زمینه‌ساز انقلاب شود. با شکل‌گیری جمعیت شهری، جنبش و مطالبه نیز پدید می‌آید. تا مردم حضور نیابند و بدنمندی خود را در شهر بروز ندهند، انقلابی رخ نمی‌دهد

او معتقد است شهروندان انقلاب مشروطه را آغاز کردند، اما طبقات ایلی، نخبگان سنتی، زمین داران و خان‌ها و روحانیون آن را از مردم گرفتند. «مردم ایران توانستند یکی از انقلاب‌های بزرگ را رقم بزنند، اما نتوانستند آن را حفظ کنند. در نتیجه، انقلاب مصادره شد و فضاهای سلطه آن را در اختیار گرفت

پرده دوم، به گفته او، دوران نوسازی و مدرنیزاسیون دولتی در عصر پهلوی است. «در این دوره، به جای آن‌که مردم پیش‌برنده مدرنیته باشند، مدرنیزاسیون دولتی با رویکردی بوروکراتیک و متمرکز دنبال شد. در اینجا نظمیه بر بلدیه غلبه کرد. یکی از دلایل ناکامی این مدرنیزاسیون نیز دولتی بودن آن بود، زیرا مشارکت مردم در خلق فضاها کمرنگ ماند و همین روند به  شکست مدرنیزایون دولتی و پیروزی انقلاب اسلامی انجامید

او پرده سوم را دوران پس از انقلاب اسلامی دانست. «در این دوره، اسلامی‌سازی جای نوسازی را گرفت، اما مردم همچنان نقش پررنگی در تولید فضا نداشتند. غیریت‌سازی شکل گرفت؛ برای مثال، زنان به «دیگری» تبدیل شدند و زندگی عرفی زیر سلطه زندگی مذهبی قرار گرفت. در نتیجه، کسانی که سبک زندگی عرفی داشتند، جایگاهی در فضای شهری نداشتند و به رسمیت شناخته نمی‌شدند

فراستخواه پرده چهارم را جنگ و تجاوز اخیر علیه ایران توصیف کرد و گفت: «این جنگ سبب شد فضاهای هژمونیک شهری دوباره فعال شوند و فضای شهر به فضای اردوگاهی نزدیک شود. در چنین شرایطی، شهروندان بخشی از زندگی اجتماعی خود را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند آن زندگی شهروندی مطلوب را تجربه کنند.»……

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *