درسگفتارهایی درباره ذهن
دو. ریشۀ قضایا در سازههای ذهنی ماست
چکیده بحث
در تئوریهای رفتار گرایی، (از پاولف تا واتسون و اسکینر و….) زندگی ورفتارهای ما به گونه ای توضیح داده میشود که نقش ذهن در آن، حاشیه ای و در حدّ فعالیتهای سطحی و خود به خودی است:
S(stimulus) R(response)
اما در تئوریهای شناخت گرایی، این ظرفیت وجود دارد که اعمال انسانی را برمبنای کنشهای کیفی تر و پیچیده تر ذهن مثل بینش وبصیرت (Insight) و… تبیین بکنیم:
Behaivor / cognition / Action
نظریههای شناختی شخصیت، از جمله این تئوریهاست و نمونه اش نظریه جرج کلی Kelly,G. تحت عنوان نظریه روانشناسیِ برساختگری شخصی[1] است.
برساختگری شخصی توضیح میدهد که «ما همان هستیم که میاندیشیم». مهم ادراک و شناخت متفاوت وفردی ما از جهان پيرامون و معني دادن به تجارب خویش است. ايدهها و فرضيههايي تشکيل مي دهيم، مثل يک فرضيه علمي میآزماییم وسازههایی برای زیستن خود تولید میکنیم. سازهها آن الگوهای آزموده ای هستند که برای زیستن اختیار میکنیم. سازهها صورت بندي کلي ذهنی ما دربارۀ خود وعالم وآدم هستند. چند نتیجه از این نظریه حاصل میشود:
- مسئوليت شخصي: سازهها برساختههای خودمان است و در قبال آنها مسئوليت شخصي داریم.
- ناراحتي رواني، ناشي از ناهمسازیبين سازههاو تجربهها است.
- بنابراين، راه حل این است که سازههاي فردیخود را تعديل و تصحیح بکنیم
- سازهها جانشین پذیر اند[2]
5.هرکس میتواند در سازههای ذهنی خود به طور مرتّب دست به جابجایی و جایگزینی بزند و این سازهها را غنی تر کند و بهبود و توسعه ببخشد
6.تغییر ممکن است، وقتی نقش شخص معيني را با سازه ای متفاوت حتی براي مدت کوتاهي بازي کنیم قادر مي شویم که بفهمیم سازههاي موجود ما تا چه اندازه ناقص و اشتباه است. ما میتوانیم به تغيير و تعديل سازههاي خود همت بکنیم.
توضیح:
ذهن بشر برآمده از سیستم عصبی پیچیده ای با 160 هزار کیلومتر رشتۀ عصبی، 28 میلیارد سلول (هر سلول عصبی با ظرفیت پردازشی یک میلیون بایت اطلاعاتی) است که واکنش یک سلول در کمتر از 1000/20 ثانیه به صدها هزار سلول دیگر انتقال مییابد. انسان از کودکی حامل یک چنین «سیستم عامل» بسیار غنی است (اما کمتر کاربر خوب!) از جملۀ رهیافتهای روان شناسان دربارۀ قابلیتهای ذهن، در نظریه « کودک توانا» (Powerful Baby) توصیف شده است. ژان پیاژه در تحقیقات تجربی خود روند یادگیری کودک را تئوریزه کرد که طی تعامل با محیط به صورت فرآیندی تدریجی و انباشت مهارتهای جمع شونده صورت میگیرد. در آزمایشهای روان شناختی بر روی نوزادان، مشاهده شده است که آنها وقتی در اتاق تاریک قرار داده میشوند چشمهایشان را باز میکنند و سایهها کم رنگ را به دقت تا انتهای آن تعقیب میکند نگاهشان به سمت لبۀ اشیا حرکت میکند.
براساس این آزمایشها ذهن کودک حتی در مرحله ای که پیاژه آن را حسی- حرکتی نامیده است، از مشاهدات و حسها، اطلاعاتی گردآوری میکند و با آن اطلاعات، طرحواره هایی (Shemas) میسازد و سپس تدریجاً به آزمون این طرحوارهها میپردازد. لبخند اجتماعی کودک از 2 یا 3 ماهگی، در واقع واکنش مثبت به مشاهداتی است که طرحوارههای ذهنی او جور در میآید. مکیدن، پرتاب (در 10 ماهگی) و دستکاری از جملۀ نخستین طرحوارههایی است که کودک آنها را پس از تشکل ذهنی، در محیط رشد خود میآزماید و مثلاً محدودیت طرحواره مکیدن را در توپ سخت، و محدودیت طرحواره پرتاب را در فنجان چای و…. تجربه میکند و بدین ترتیب کودک میتواند با تکیه بر قابلیتهای سرشار ذهن- بدن (Body- Mind) به زندگی چونان جریانی از یادگیری ادامه دهد. (ماسن، م، یاسایی، 1368)
حیطۀ امکانات ذهن، بسیار وسیعتر از آن است که در تئوریهای مبتنی بر «محرک،پاسخ*» ( S R) (از پاولف تا واتسون واسکینر) توصیف شده است. در نظریههای شناختی (Cognitive Theories) بر کنشهای کیفی تر و پیچیده تر ذهن مثل بینش وبصیرت (Insight) و کشف رابطههای موجود در گشتالت (Gestalte) تأکید شده است. همان گونه که در نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning) نیز تعامل فعّال ذهن با محیط (براساس تجربه، شناخت، انتظار و ارزیابی) چیزی بیشتر از یک رفتار شرطی (Conditional Behaviour) براساس محرک – پاسخ تلقی شده است.
نظریه روانشناسی برساختگری شخصی[3] و الگوی انسان دانشمند (Scientist Human) جرج کلی[4] – دانشگاه اوهایو – از دیگر نظریاتی است که در آن بر نقش کنشهای فعّال ذهنی تأکید شده است( بنگرید به کلی، 1991؛ فرانسلا، 2005؛ نیمیر و نیمیر،1997؛ بات،2008):
«کلی» بر مبنای نحلۀ پدیدار شناسی (که معنا را به نحوۀ همکنشی ذهن و عین موکول میکند) انسان را موجودی متمایل به فهم خویش و محیط هستی و زندگی خود تلقّی میکند و شخصیت آدمی را در الگوی شناختی توصیف مینماید. ذهن انسان همانگونه که در آزمایش بر روی کودکان ملاحظه شد، به طور مداوم استعداد آن رادارد که مثل یک دانشمند دادهها را دریافت کند با آنها فرضیه ای بسازد و این سازههای ذهنی (Mental Constructs) را در تجربۀ زیستۀ خود مورد آزمون قرار دهد. یک سازه میتواند این باشد که من فردی ضعیف و کمرو هستم و یک سازۀ دیگر این که من موجودی خلاّق، برون گرا و توانایم. مرکز ثقل نظریه کلی این است که انسان میتواند در سازههای ذهنی خود به طور مرتّب دست به جابجایی و جایگزینی بزند (Constructive alternativism) و این سازهها را غنی تر کند و بهبود و توسعه ببخشد (1991 Kelly,)
مهم ادراک و شناخت متفاوت وفردی ما از جهان پيرامون و معني دادن به تجارب خویش است. ايدهها و فرضيههايي را درباره آن تشکيل مي دهيم، مثل يک فرضيه علمي، در صورت تأييد به صورت یک سازۀ شخصی در میآید سازهها صورت بندي کلي ذهنی ما هستند، در صورت تعارض با امور، سازه را تغيير میدهیم. پس در قبال این، مسئوليت شخصي داریم. ناراحتي رواني، ناشي از ناهمخواني بين سازهها و تجربههاي فرد ی است. بنابراين، راه حل، تغيير و تعديل سازههاي فردی است.
| سازههای تیپ ب | سازههای تیپ الف |
| من موجودی خلاّق، برون گرا و توانایم | من فردی ضعیف و کمرو هستم |
| من نه منم نه من من ام | چه میشود کرد همین ام که هستم |
| دایرۀ لذتها ومسرّتهای پایدار بسی فراخ است | مطلوبیت در خوردن وخوابیدن است
(نمونه اوقات فراغت) |
وقتی نقش شخص معيني را با سازه ای متفاوت حتی براي مدت کوتاهي بازي کنیم قادر مي شویم که بفهمیم سازههاي موجود ما تا چه اندازه ناقص و اشتباه است. درمانجوها با تشويق و کمک درمانگر اقدام به تغيير و تعديل سازههاي خود مي کنند.
در مثنوی مولوی مضامینی شبیه به این مباحث به چشم میخورد:
د ا، ب 171
آبگینهٔ زرد چون سازی نقاب زرد بینی جمله نور آفتاب
د ا، ب 72
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود زان سبب عالم کبودت مینمود
گر نه کوری این کبودی دان ز خویش خویش را بد گو مگو کس را تو بیش
….
اندک اندک آب بر آتش بزن تا شود نار تو نور ای بوالحزن
منابع اصلی:
– Kelly GA (1991). The psychology of personal constructs. Vol. I, II. Norton, New York. , Routledge, London, New York
– Butt, T. (2008). George Kelly. Basingstoke, UK: Palgrave Macmillan.
– Fransella, F. (Ed.) (2005). The Essential Practitioner’s Handbook of Personal Construct Psychology. Chichester: Wiley.
– Neimeyer GJ, Neimeyer RA (eds) (1997). Advances in personal construct psychology, Vol 4. JAI Press, Greenwich, CT.
[1] psychology of personal constructs (PCP )
[2] Constructive alternativism
[3] psychology of personal constructs(PCP )
[4] Kelly,G.
دیدگاهتان را بنویسید