دوئل من و جامعه برسر شادمانگی

Published at 14 سال ago

آیا شادی ما به دست خودماست؟ آری و نه. شادمانی ما به دست خودماست چون مهم ترین پایه ومایۀ شادی، معنایی است که به بودن مان در اینجا و حتی به رنجهایمان می‌دهیم. همه چیز را از ما بگیرند، نگاه مان را که نمی توانند. اما شادی ما  اینقدر هم به دست ما نیست، چون سرشت هستی مان بشدت اجتماعی است. اگر جامعۀ ما شرایط لازم برای شاد زیستن ما ندارد ویا آن را از ما دریغ می‌دارد،  اگر جامعه ما تمام طرح ما برای شادبودن را برهم می‌زند، چه کنیم؟ «چگونه شادشود اندرون غمگینم، به اختیار که از اختیار بیرون است»؟

پس شادمانگی ما پیوسته پروبلماتیک است، همیشه مسأله‌هایی هست که شادی ما را بحث انگیز می‌کند. با وجود این، شادبودن در درجۀ اول، تصمیمی انسانی است که ما آن را اتخاذ می‌کنیم. حتی از حل مسأله‌هایی که شادمانی مان را به گروگان می‌گیرند، برای خود اسباب شادی می‌آفرینیم. و شگفت انگیز است کار آدمی.

ارسطو  شادی را فعالیت نفس آدمی در مطابقت با خردمندی تعریف کرد واین حرف کمی نیست. این ما هستیم که جهان خود، اعمال خود و  رویداد‌ها  را حتی آنگاه که ناملائم اند، به لطف تفسیر خویش طربناک می‌کنیم. این هم شاخه ای از عقلانیت بشر است. جهان، طرح ناتمامی است که با نگاه ما تمام می‌شود. متنی است که  گرسنۀ معنای ماست و موکول به نگاه ماست. این همان هرمنوتیک شادمانگی بشر است.

اما چگونه می‌توان خوب دید؟ در حالی که این همه شرّ و بدی هست و کژی و کاستی هست. ادبیات رندی ما با این عُوَیصه دست به گریبان شد. فیلسوفان، از شرور جهان می‌گویند. عارفان به جهان، خرم از آنند  که جهان خرم از اوست. اما رندان راز شادمانی را در چشم پوشی نجیبانه از خطاهای این عالم می‌جویند: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت، آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد». دیدن شرور عالم و البته طفره نرفتن از آن. اما در عین حال چشم پوشیدن از آنها و چشم دوختن به امکانها و  شادیهایی پنهان در پس پشت آنها.

مگر نه این است که ما و نگاه مان نیز بخشی از همین جهان است. پس چرا در معنا دادن و بهبود بخشیدن به جهانی سرشار از شرّ و ابهام  سهیم نشویم. شرکت در طرح تغییر اوضاع جامعه ای که نهادها و ساختارهایش کفایت لازم برای صیانت از شادمانی ما را ندارد، خود یک مسرّت اصیل و عمیق  انسانی است. درست آنگاه  که دست به کارشستن وپیراستن وآراستن زیستبوم خود می‌شویم شادی، دست افشان و پایکوبان به سراغمان می‌آید: «فِنگ شوی»[i].

[i] Feng Shui

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *