عسرت معرفت در ایران

Published at 10 ماه ago

گزارش خبرآنلاین از برگزاری نشست پشت پرده آگاهی

 

  1. معرفت  به مثابۀ کنشی انسانی، خودآگاه ، تأملی وبازاندیشانه که پرسش مکرر از امور عالم وآدم می کند
  2. عسرت معرفت در اکنون ایران؛ به این دلیل که شرایط امکان ساخته شدن وبسط اجتماعی معرفت ، مناقشه آمیز شده است :

§         شرط نخست تولد وتوسعه فرد ایرانی است ؛ فردی فاعل شناسا که بتواند خود  را از زیست قدرت  ودوکساهای جمعی  وکلیشه ها وابرروایتها آزاد ومستقل بدارد

§         شرط دوم  توسعه اجتماعات معرفتی  وتفسیری است که تولید مرجعیت بکند

§         شرط سوم حوزه عمومی برای گفتگوهای به دور از محدودیت  است که جهان سوم معرفت را امکان پذیر بکند

 

  1. یک مشکل جدی در توسعه اجتماعی معرفت این است که دولت متولی «حقیقت تمام » بشود
  2. به رغم همه محدودیت ها وجبرها ، می توان از امکان معرفت ایرانی  به جای امتناع معرفت ایرانی سخن گفت. می توان  کنش وهمکنشی معرفتی داشت، می توان اجتماعات معرفتی داشت ، می توان علایق شناختی ارتباطی و گفتگویی و معطوف به رهایی داشت ، می توان فضای آگاهی  و فضای سخن  و مکان سوم آگاهی ایجاد کرد
  3. کنش انسانی واجتماعی معطوف به آگاهی بازاندیشانه  به یک جهت مبتنی بر نظریه حداقلی صدق است  وامکان شناخت تا حدی عینی و اجتماعی . در نهایت ما برای معرفت مدیون یکدیگریم

 

2 comments

بهروز گفت:

با سلام و عرض ادب و احترام و تشکر فراوان.
باید شما را به عنوان یکی از متفکران و روشنفكران معاصر متعهد و پردغدغه و پرکنش و هدفمند معرفی کرد که در پرده‌برداری از وجوه مجهول “مسئله‌ی ایران” (که نخستین بار دکتر سید جواد طباطبایی آن‌ را مطرح کرد و نمی‌دانم شما به او در بیان مسئله اشاره کرده‌اید یا نه) زحمت فراوان می‌کشید.

دوکسا چیست؟
آیا طی عمر پر افتخار، سازنده و ارجمند خود شنیده‌اید که کسی یا نویسنده‌ای یا گوینده‌ای لغت دوکسا را استفاده کند؟
البته برای هیچ کس اشکالی ندارد که خاص بودن خود را داشته باشد. در هر کتابی حتا شاهنامه و حافظ و مثنوی معنوی و حتا قرآن و نهج البلاغه هم لغاتی هست که مرسوم زبان مردم نیست. ولی اگر معنای آن‌را حداقل یکبار بنویسید (و احتمالا نوشته‌اید) موجب امتنان است. شاید یونانی است.

بهروز گفت:

چرا تاریخ ایران وعظ یک‌طرفه است:

بنظر من باید به آغاز تاریخ پیدایش ایران رفت. من تکیه بر (یا به) شاهنامه می‌کنم که اولین فردی را که خدا آفریده است (آدم؟ کیومرث؟) او خود نبی و پیغمبر و رسول و امام بوده است. مطابق باورهای دینی ایرانیان او خود به‌طور مستقیم با خدا تکلم و گفت‌وگو و دیالوگ می‌کرده است و هر سؤالی را که خود یا دیگری داشته با خدا مطرح و خدا به او پاسخ می‌داده است.

این باور که کسی در آن مقام بالای شایستگی قرار دارد که خدا با او تکلم کند، باید برای دیگری یا دیگران بسیار محل احترام باشد.

او توانایی اقناع معرفت‌شناختی و روان‌شناختی دیگری یا دیگران را داشته است. این اصل مطلب است. پس اگر دیگری یا دیگران ادعای ارتباط کسی را با خدا بپذیرند، موجب اطاعت و تبعیت می‌شود.

پس لازم نمی‌آید که من نگران مسئله‌ای یا چیزی بشوم. زیرا فرد برگزیده‌ی خداوند سؤال‌های مرا می‌شنود و با خدا درمیان می‌گذارد و از خدا پاسخ یا پاسخ های لازم و کافی را دریافت کرده و به‌من می‌گوید.

پس از این جا به بعد کافی است که من یا دیگری یا دیگران فقط به آن کسی که با خدا ارتباط دارد اعتماد (ایمان) بیاورد و شنونده و عامل به سخنان و دستورات و توصیه های او باشیم.

این‌گونه است که تاریخ ایران و ادیان ابراهیمی تاریخی الهی و مبتنی بر وعظ یک‌طرفه است. از روز نخست و تا روز آخر.

فرزند یا پیرو دین و هر تغییر دیگری ، نیازی به فکر کردن ندارد. حق و حقیقت روشن و واضح است. خدا حق و حقیقت است. هر چه او و پیامبر و نمایندگان پیامبر بگویند حق و حقیقت است و شک و تردید کننده در سخن و سخنان حق آنان کافر است. و قوانین تنبیهی از سوی وحی الهی هم از قبل توسط شارع مقدس در نظر گرفته شده است.

این است راز سکوت سیاسی و فرهنگی در ایران. مثلثی وجود دارد که منسوب به خداوند محسوب می شود. حاکمان سیاسی (شاه ظل الله) و پیامبر بعنوان رسول الله و نبی الله و امام بعنوان ولی الله و حجت الله و روحانیان بعنوان نایبان آنان.

ساکت، حق و حقیقت روشن است. فقط گوش برای شنیدن باشید و تابع و عمل کننده دستورات و فرمان‌ها و توصیه‌ها باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *